test 1 maqsad
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه
چند لقمه از غذایم مانده بود.
گفت : "بریم ؟؟!!"
گفتم : "باشه، فقط غذامو تا آخر بخورم ؟!!"
گفت : "باشه".
و چشم دوخت به میز.
دلم به غذا نرفت.
گفتم : "ولش کن، بریم."
چیزی نگفت. رفتیم.
هنوز هم چند لقمه از غذایم مانده بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر