۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

Aesthetic Illusion




زنی که خوشگله
و می‌دونه که خوشگله
و خیلی خوب می‌دونه که خوشگله
و حتی بیش از اون مقداری که واقعا خوشگله، حس خوشگل بودن داره
به نسبت‌های مختلف یه گهی می‌شه که برای اعصاب هر مردی کافیه !!!


۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

دل به امید وصل تو
باد به دست می‌رود

جان ز شراب شوق تو
باده‌پرست می‌رود 


رخ بنمای گه گهی
کز پی آرزوی تو

بر دل و جان عاشقان
سخت شکست می‌رود

* شعر عطار
* عکس Vivian Maier

۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه

از بالا


کودکستان بزرگی‌ست دنیا

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

مرا به یك دادگاه معرفی كنید
من كسی را كشته ام
پیش از آن‌كه خاطره‌ها
اعدام انقلابی‌ام كنند
مرا به دادگاهی بی‌طرف معرفی كنید

رفتی و نمی‌شوی فراموش
می‌آیی و می‌روم من از هوش
دوش آن غم دل که می‌نهفتم
باد سحرش ببرد سرپوش
آن سیل که دوش تا کمر بود
امشب بگذشت خواهد از دوش

* شعر سعدی
* نقاشی caravaggio

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

توروخدا وسط سکس حرفای مرتبط بزنین. این اصلن کار سختی نیستااا.

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

در دفتر کارم
اتاق دلگیری در طبقه ششم ساختمانی تنها
در وسط تهران مادر مرده
روی صندلی چرخ‌داری که روی دسته‌هایش نوشته "راد سیستم"
لمیده‌ام
روبرویم ساختمان وزارت کشور است
و انبوه آنتن‌ها و دکل‌های غمگین
و هوای سرد که از لای پنجره می‌خزد
و خواب را از سر آدم می‌پراند
اینباکس ایمیل‌هایم خالی‌ست
تلفن بی‌پاسخ‌مانده‌ای ندارم
حتی فکر و خیالی دلهره‌ای کوفتی چیزی
پاهایم روی میزند
نیتم این است که چرت بزنم
تا وختی که این ترافیک نفرینی
کمی کمتر شود
و این صدای آمبولانس‌ها و بوق ماشین‌ها
دست بردارند از سر خیابان
دلم حتی به موسیقی خاصی هم نمی‌رود
تو بگو حتی یک بیت شعر
صدای اذان می‌آید
حی علی خیر العمل
این خیر العمل هر چه که هست
به من انگار ربطی ندارد
انگار طرف با من نیست
با کسان دیگری‌ست
هیچ کاری ندارم که بکنم
نه وعده دیداری که شتابان به جایی بروم
نه چشمان منتظری که آتش کنم برایشان
تنها یک وقت بی‌مایه‌ی دکتر داشتم
که ساعتش گذشته است
و حتمن مریضان دیگری به جای من پذیرش شده‌اند
و آب هم از آب
تکان نخورده است
این تمام جزئیات زندگی مردی‌ست
در عصر شنبه‌ای بی‌کس و کار
مردی که خودش را در هیبت سربازی می‌بیند
که انگیزه‌ای نه برای جنگیدن دارد و نه برای فرار
در سنگری مملو از جنازه چمبره زده است
و منتظر ترکش سرگردانی‌ست
که بر سرش فرود بیاید

* عکس eugene de salignac

۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

بالاخره چشم بسته رانندگی كردن كار خودشو كرد. خوابيده بودم انگار. بيدار كه شدم، ماشینم مث فرفره داشت می‌چرخيد دور خودش. خاك زيادي بلند شده بود و قاطي شده بود با مه غليظ جاده. مطمئن بودم كه چپ مي كنم. رفتم توي شونه خاكي، هنوز می‌چرخيدم. تو اون چرخ‌های ترسناك، گوشام ديگه چيزی نمی‌شنيد. تصاوير تند و مبهمی رد شدن از جلوی چشمام. احساس دين داشتم. من به تو بد كردم. اما ديگه چه كار می‌شد كرد. اين همه نزديك به مرگ نشده بودم هيچ‌وقت. تنهایی بزرگترين احساسم بود. وقتي وايسادم، دود و خاك تمام دور و برم رو پر كرده بود. صدای سوت عجيبی میومد از زير پاهام. چند تا چراغ روشن از دور به سمتم ميومدن. تنم می‌لرزيد. هم سرما و هم استرس تصادف يخم كرده بود. اما زنده بودم. خسته شدم از تايپ كردن. افتادم روی تخت و برای .... ولش کن گور باباش.

۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

یعنی می‌شود ؟!!!!
تلفنم مثل یک ارکستر بزرگ
ناگهان بنوازد
و تصویر تو نمایان شود بر صفحه زنگار گرفته‌اش ؟!!!!! 


* عکس Édouard Boubat

۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه



- چه ابر تيره‌ای گرفته آسمان سينه تو را
كه با هزار سال بارش شبانه روز هم 
دل تو وا نمی‌شود

- اينا كه تعارفه، بگو في چند ؟!

* نقاشی Antoni Tàpies

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

شاید خنده‌ات بگیره و باورت نشه اما بعضی وختا یه چیزای خیلی کوچیکی اینقدر خوشحالم می‌کنه که نگو. مثلن دوست دارم یهو وختی یه چیز عجیب که بهت می‌گم، تو تعجب کنی بهم بگی جون من !!؟ راس می‌گی ؟!!! بعد من ریسه برم. نه این‌که بگی این که چیزی نیست بعدشم زرتی خودت یه چیز عجیب‌تر بگی !!! اما تو همیشه همین‌کارو می‌کنی.


* عکس Sergio Larrain

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

یه پیامی هم بدم از این‌جا واسه اون دوستی که الان داره می‌خنده
با شومام
نه نه
با بغل‌دستیت
بعله شوما
بعله بعله خود شوما
نخند عزیزم
آره فدات 

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

اولن
این‌قدر برایم جمیله نرقصیدی‌
که همین الان خبر دادند جمیله فوت شد

دومن
این‌جا را دوباره فیلتر کردند
آخر برای کدامین محتوای مجرمانه
که خودم از آن بی‌خبرم
نوشته‌ای که ایمیل بزن به filter@dci.ir
رسیدگی کنم به شکایتت
شکایت که ما نداریم
گله‌ی کوچکی بود
ایمیل زدیم
جی‌میل می‌گوید
your message was rejected by the recipient domain
این‌جا گفته‌ای
که چگونه یوغ فیلتر برداریم از گردن نحیف وبلاگمان
"ضمن پالايش پايگاه اينترنتي خود...
... ثبت پايگاه در سايت ساماندهي ...
... ضمن مراجعه به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي محل ...
... پر کردن فرم درخواست رفع فيلترينگ
... به دبيرخانه كارگروه مصاديق محتوای مجرمانه
... پس از احراز هويت شخص
... جهت اقدامات بعدی از طريق شماره تلفن..."
آخر تصدق صورت ماه نشسته‌ات
ما که هر بار تلفن‌مان را قطع می‌کنند
که حال نداریم تا پای کامپیوتر برویم برای پرداخت قبض
و ما که کم آب می‌خوریم 
که مستراح کمتر برویم چون حال نداریم
آخر این چه فرمایشات است که با ما می‌کنی
حالا ما را فیل‌تر کردی ...
خیالی نیست
ما که نه پول داریم دامین بگیریم
نه مخاطبی داریم که غصه از دست رفتن‌اش را بخوریم
الان هم که دیگه تو سر سگ بزنی فیل‌ترررشکن می‌ریند
این همه سال این‌جا را به روز کردیم
شاید با روز مشکلی داشتی
به شب می‌کنیم از این به بعد
شاید رفع شبهه شود
یادت باشد
صد بار اگر فیل‏ترم کنی
با فیل‌ترررر شکن می‌آیم و ...
می‌بوسمت

آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه

پ.ن : بعد دانستیم که جمیله زنده است. خدایش نگهدارد !!