۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

Groovy lips

دلم
زن
می
خواهد



I want those legs
Groovy lips
(I want a woman)
With high heels
Shake those hips
(I want a woman)
Red dress
What a scene
(I want a woman)
C'mon baby
You'll be my wildest dreams
(I want a woman)

۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه



"نمی‌تونم با خودم کنار بیام که بمیرم و با چن تا پنگوئن تو قطب عکس یادگاری ننداخته باشم. حالا شما بگین، این عکسو  بگیرم و بمیرم بهتره یا این عکسو بمیرم و نگیرم."

جان کوچیکه اینو گفت و چن ثانیه بد ریغ رحمتو سر کشید.

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

نمی‌شد. شرایط من فرق می‌کرد. دانشگام تموم نشده بود. پدرم آدم سرشناسی بود. شغلم رو از دست می‌دادم. تحت فشار خانواده بودم. 

آره همین جوریه ....

بالاخره هر کسی یه دلایل احمقانه‌ای داره واسه آرمان‌ها و عشق‌هایی که به گه کشیده. یه دلایلی داره که سال‌ها برای وجدان و دلش تعریف کنه و بعدشم واسه بچه‌هاش. و هیچ کدوم هم هیچ وخت قانع نشن. نه وجدانش، نه دلش، نه بچه‌هاش.

دل جای تو شد وگرنه پر خون کنمش
در دیده تویی وگرنه جیحون کنمش
امید وصال توست جان را ورنه
از تن به هزار حیله بیرون کنمش

* شعر ابوسعید ابوالخیر
* عکس Joseph Dannels

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

خودمونیم
اعتماد به نفس زیادی می‌خواد که شعراتو از بلاگت برداری. 
که چی ؟!!!!
که ندزدنشون ......

۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه

نصفه شب مسیج داده می‌گه ؛ "موسی موسی شیر پلنگ شفتالو" یادته ؟ کلی فک کردم یادم اومد چی بود این. آخه چرا با آدم این کارا رو می‌کنید.


۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

هی دنگ دنگ می‌گه "Battery low"
"Battery low"
"Battery low"ُ 
بابا یه بار گفتی فمیدیم....

اتفاقی توی یه سرچ گذرم افتاد به این بلاگ. اول که میری توش موسوی و کروبی رو لعنت می‌کنه. بالاش هم توی قسمت تایتل، نوشته "همه با هم برای مرگ موسوی دعا کنیم". بیرون هم که می‌خوای بری می‌نویسه "مرگ بر ضد ولایت فقیه". 

هر جا می‌ری دارن از اعدام بهنود حرف می‌زنن. یه جوری از آخرین لحظات حرف می‌زنن که آدم تو ذهنش از مادر مقتول یه دراکولا می‌تونه بسازه که با بی‌رحمی تمام بهنود رو کشته. دعوا سر قانون اعدامه که باشه یا نباشه چی‌کار به ننه مقتول دارین آخه. طرف جسد چاقو خورده و غرق به خون نوجوونش رو تحویل گرفته، قانون هم بهش اجازه قصاص داده، به قضاوت‌های بیرون گود و لنگش کن ما هم کاری نداره. قانون باید اصلاح بشه. مامان مقتول که کاره‌ای نیست.

اما با این همه فقط یه چیز آزارم می‌ده. تصور این‌که کسی چند سال منتظر رسیدن سن قانونی برای اعدام باشه واقعا عذاب‌آوره. اینجای این قانون بیشتر از همه جاش، حتی بیشتر از خود اعدام اعصابمو سرویس می‌کنه.


عاشق شو
ار نه روزی
کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود
از کار
گاه هستی
دوش آن صنم چه خوش
گفت :
در مجلس مغانم
با کافران
چه کارت
گر بت نمی‌پرستی

۲۰ مهر، روز بزرگ‌داشت حافظ است.

* شعر حافظ
* عکس Afandi AGOES

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

در بزم خاطره


عکس‌ها محاصره‌ات می‌کنند
دست‌نوشته‌ها دارت می‌زنند
خیابان‌ها خاکت می‌کنند


* عکس Hans Feurer

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

می‌توانم حدس بزنم
که چه روزی باران پاییزی خواهد بارید

درست روزی که
من این چتر کوچکم را
با خود نبرم