۱۳۸۴ تیر ۴, شنبه

شب را نهایتی‌ست

گلکم !!
ای گل قاصدکم !!
قلبکت غمگین است
کوله‌بارت خالی‌ست
سخنت رنگ عزاست
زلفکت آشفته‌ست
نفست وای چرا ...
رنگ دل‌دار ندارد همراه ؟!

گلکم، قاصدکم !!
بوم من عشق‌آباد
هیچ پیغام نداشت ؟!

ای گل قاصدکم !!
دل‌برم را نکند گرگ ربود ...
وای در ده ما
حتی یک نفر مرد نبود ؟!!!(۱)

رفیق، حقیقت اگر بخواهی، سخن من هم مانند سخن تو، قرار بود به همین جا ختم شود، اما دلم نیامد که از اشک بنویسم. تو می‌دانی و من هم می‌دانم، حقیقت همیشه شیرین نیست که گاهی از شوکران هم تلخ‌تر است. ولی چه می‌شود کرد، حقیقت است. مهم این است که چه‌گونه برای تغییرش راه بپیماییم. اتفاق مهمی افتاده، اما هیچ اتفاقی از اتفاق من و تو پایدارتر نیست. من تو را دارم و تو هم مرا داری، دیگر از نزول فاجعه چه باک ؟؟؟؟!!!

هیچ چیز نباید متوقف شود. هیچ روندی، هیچ حرکتی، هیچ فکری، نباید بایستد. ۸ سال تمرین کردیم، گویی زمان امتحان فرارسیده است. امتحانی که اگر می‌خواهیم تمرین را ادامه دهیم، باید از سدش بگذریم. سخت است، می‌دانم. خیلی از پرسش‌هایش را تمرین نکرده‌ایم، می‌دانم. اما نبوغ و توانایی را که نمی‌شود ندیده گرفت.

نمی‌دانی امروز به تو چه‌قدر نیاز دارم. چه‌قدر دوستت دارم. چه‌قدر دلم می‌خواهد در آغوشت بکشم و از تو اطمینان بگیرم. از تو و از صدای گرم تو که سرم داد می‌زنی !!! تکانم می‌دهی، تا مگر به خودم بیایم. نمی‌دانی چه‌قدر لازم دارم که صدایت را وقتی بشنوم که از امید سرشارم می‌کند. که اگر چه به آخر رسید کار مغان، هزار باده ناخورده در رگ تاک است



شب را نهایتی‌ست
من از زبان صبح سخن نمی‌گویم
خواب سپیده نیز نمی‌بینم
اما، شب را نهایتی‌ست !!

این مصدر طلوع تباهی
هرچند خوب شعبده آغازد
صد صبح ز آستین به در آرد
هر چند وانماید خود را
پیغمبر رهایی و نیکی

عریانی حقیقت اما با من گفت
او خود نهایتی‌ست !!
زیرا
اسطوره‌ی گزافه‌ی تاریخ را
بی شرم آیتی‌ست !!!!(۲)


(۱) شعر «گل قاصد»، سروده منوچهر محمدپور، ۱۳۵۲.
(۲) شعر «داوری» سروده نعمت میرزازاده (م.آزرم)، مجموعه شعر «سحوری»، ۱۳۵۷.

۱۳۸۴ خرداد ۲۹, یکشنبه

طوفان اصول‌گرایی و نسیم معین

حالا چند ساعت از نتایج انتخابات گدشته و کمی اعصاب‌مان آرام‌تر شده. شاید چند ساعت از اعلام نتایج که گذشت، خیلی از ما به یاد خاتمی افتادیم. یاد آن جمله معروفش خطاب به دانشجویانی که در ۱۶ آذر تلاش می‌کردند به خاتمی، تحمل مخالف را بیاموزند. خاتمی به درستی گفت که پس از من هم کسانی می‌آیند و شما عمل‌کرد آن‌ها را هم در قبال خود می‌بینید. یاد خاتمی افتادیم که دو بار پیاپی ملت را پای صندوق کشید. جوری که رای همه دوستان را هم اگر با هم جمع کنیم، رای خاتمی نمی‌شود.

از این انتخابات همچنین یاد گرفتیم که غرور چیز خوبی نیست. مهرعلیزاده 1289323 رای آورده که اگر حامیان حزبی معین تکانی به خودشان می‌دادند و اگر آرای مهرعلیزاده را با وادار کردن او به انصراف مال خود می‌کردند، الان معین در دور دوم بود. خنده‌ام گرفت از رویداد به خدا. کجایید شما ؟؟ اقبال در شماره شنبه تیتر زده که هاشمی و معین در دور دوم. دلم سوخت. به گمانم روزنامه شنبه را با اطلاعات پنج‌شنبه بسته بودند.

حالا اگر احمدی‌نژاد مثلا در فلان ده و فلان شهرستان رای آورده بود، می‌گفتیم ناآگاهی بوده. احمدی‌نژاد در پایتخت اول شده و این تذکر جدی است برای ما که حواسمان باشد، فقط خودمان را نبینیم.



همه رقم بی‌انصافی خواهشن موقوف. حالا که معین رای نیاورده، کار قشنگ بچه‌های نسیم برای تبلیغ در میادین، شده ضد تبلیغ. بابا جان انصافتان کجا رفته. این بندگان خدا تمام زورشان را زدند و زورشان نرسید. من فکر کنم زورمان به این تحریمی‌ها هم نرسید آخر نه کس دیگر. واقعا باید به خیلی از حامیان معین خسته نباشید گفت. بازی سیاسی همین است دیگر. یک سرش باخت و یک سرش برد.

SMS می‌آید که استبداد از راه رسید. بابا چه استبدادی. همین‌ها اگر به معین رای داده بودند، فهمیده و باشعور بودند. مردم خوب هستند، فقط وقتی ما را انتخاب کنند ؟ این است نهایت ظرفیت ما در هنگامه‌ی شکست ؟

یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی که شکست معین برای همه ما دارد این است که تاثیر بلاگستان در افکار عمومی شهرهای بزرگ و حتی تهران هم آن‌قدرها نیست که فکر می‌کنیم. قدیم‌ها فکر می‌کردیم که تاثیرات مستقیم بلاگ‌ها اگر زیاد نباشد، تاثیرات غیرمستقیم بالایی دارند. اما به نظر می‌رسد که به خطا رفته‌ایم. نه هاشمی، نه احمدی‌نژاد و نه کروبی، هیچ حرفی از بلاگستان و وبلاگ به زبان نیاوردند. در حالی که معین و مهرعلیزاده این حیطه را بسیار جدی گرفتند. به قول فرناز که می‌گفت : دیوانه است کسی که بعد از این، با این رسانه نه چندان جدی، برخورد جدی کند.

شاید بهترین تعبیر را از این قضیه، کیوان زرگری در کاریکاتور قشنگش کرده باشد. این‌که همه مطمئن هستیم به نتیجه‌ی کار، اما نتیجه همه ما را شگفت‌زده می‌کند. این به ما یاد می‌دهد که این ملت را خوب ارزیابی نکرده‌ایم.

البته من بر خلاف خیلی از دوستانم مثل گلناز، انتخاب هاشمی را در دور دوم، انتخاب بین بدتر و افتضاح نمی‌دانم. احساس می‌کنم که هاشمی سیاست‌مدار کارکشته‌ای‌ست و اهل معامله است. احساس می‌کنم روند بهبود خیلی چیزها مثل نهادهای مدنی، مسائل زنان، اینترنت، ماهواره، آزادی‌های اجتماعی، مطبوعات و حتی نشر، می‌تواند در دوره هاشمی با همین سرعت فعلی ادامه پیدا کند.

پی‌نوشت : اگر شما منظور روزبه را از این کار فهمیدید، به ما هم بگویید.

۱۳۸۴ خرداد ۲۶, پنجشنبه

تحریم انتخابات آخه ؟

به نظرم شرکت نکردن در انتخابات دقیقا یک حق شهروندی‌ست که یا از اعتراضی می‌آید یا نشانه بی‌حوصلگی‌ست حتی. اما عدم شرکت در انتخابات با تحریم انتخابات دو کار مختلف‌ند. 

من به شرکت نکردن در انتخابات احترام می‌گذارم اما به تحریم سازمان‌یافته‌ی انتخابات به عنوان یک کار احمقانه نگاه می‌کنم.