۱۳۸۲ مرداد ۴, شنبه

عاقبت

- آقا هل نده! 
- یه خورده برو جلو! 
- آقا برو !واسه چی وایستادی؟ 
- چراغ سبزه! 
- انقدر کل کل کرد که چراغ قرمز شد. اقلا درو نمی بنده که دیگه کسی بالا نیاد! 
- واسه همین نرفت که بازم سوار کنه. 
- آقا برو جلوتر ! 
- آقا اون طرف خالیه یه کم برو کنارتر! 
- بابا این ساکمه اینجا گذاشتم، تو هم گیر دادی به این یه ذره جا؟ 
- خانم جا نیست ! 
- آقا برین کنار می خوام پیاده شم! 
- آقا راه بده بره تو جوب! 
- اقا درو ببند 
- آقا درو نبند من لای در گیر کردم 
- یه کم فشار بده در بسته می شه ... 
- کو فشار؟ 
- چه عجب راه افتاد! 
- .... 
- چی شد وایستاد ؟ اینجا که ایستگاه نیست! 
- آقایون خانوما پیاده شین پنچر شد... 

۱۳۸۲ مرداد ۳, جمعه

شمس تبریز

ما را اهلیت گفتن نیست
کاش اهلیت شنودن بودی

motorcycle way road

۱۳۸۲ تیر ۲۸, شنبه

دعوت

در نزهت سواحل چشمان آبی ات
مرغان نازپرور عصمت
آزرمگین به روی گیاهان آبزی
نشسته اند
بس آیه های پاک نجابت نوشته اند
ای خوب تر ز گل
ای پاک تر ز جان
یک شب مرا به ساحل چشم و لبت بخوان

soldier french kiss

*دعوت - فرهاد عابدینی

۱۳۸۲ تیر ۲۷, جمعه

تعریف صریح

آینده چیست مگر ؟
آینده آن ادامه است که من می دهم. 

آرزو چیست مگر جبری که زمانه بر من خواهد برد. 

خیر مگر چگونه است ؟
جایی که نام شیطان باشد و من قی کنم ......

۱۳۸۲ تیر ۲۵, چهارشنبه

قلب اخوان

در کلبه ما رونق اگر نیست مهم نیست

به یاد چت روم‌های IRC که عمری درشان تلف کردیم. قبل‌تر از اینکه یاهو مسنجر به شکل امروز بیاید.

۱۳۸۲ تیر ۲۴, سه‌شنبه

حقایق قابل تغییر

این جمله انیشتن همیشه من را به وجد می آورد : اگر حقایق با نظریه شما سازگار نیستند، حقایق را تغییر دهید.

اصلا این نگرش برای من جالب است. این که آدمی باید در چه موضعی از اعتماد به نفس و اتکای به خویشتن ایستاده باشد تا بتواند چنین جمله ای را به زبان بیاورد برایم لذت دارد. این که حقایق قابل تغییرند و چون حقیقت هستند، لزوما درست نیستند.

اما خوب انحرافی هم ممکن است ایجاد شود و آن اینکه همیشه حقایق قابل تغییر نیستند و اصلا چه کسی واقعا می تواند بگوید که حقیقتی درست یا غلط است. این همان مشکلی ست که آدم های ساختارشکن همیشه در زندگی با آن درگیرند.

۱۳۸۲ تیر ۱۹, پنجشنبه

درک حضور

كودك نجوا كرد: «خدایا با من صحبت كن» و یك چكاوك آواز خواند، ولی كودك نشنید. 

پس كودك با صدای بلند گفت : «خدایا با من صحبت كن» و آذرخش در آسمان غرید، ولی كودك متوجه نشد.

كودك فریاد زد: «خدایا یك معجزه به من نشان بده» و یك زندگی متولد شد، ولی كودك نفهمید.

كودك ناامیدانه گریه كرد و گفت: «خدایا مرا لمس كن و بگذار تو را بشناسم»، پس خدا نزد كودك آمد و او را لمس كرد. ولی كودك بال های پروانه را شكست و در حالی كه خدا را ندیده بود از آنجا دور شد.

۱۳۸۲ تیر ۱۷, سه‌شنبه

از اینوری

كشیش پیری مرد و دید كه در یك جاده روشن جلوی در بهشت به انتظار ایستاده است. جلوی او جوانی با ژاكت چرمی، عینك آفتابی و شلوار جین ایستاده بود. فرشته‌ای كه مامور در بهشت بود از مرد جلویی پرسید : «خودتان را معرفی كنید!» مرد جوان پاسخ داد : «من جو گرین راننده تاكسی از نیویورك هستم.» فرشته به او یك ردای ابریشمی و عصایی طلایی داد و اجازه ورودش را صادر كرد. نوبت كشیش رسید و خودش را معرفی كرد: «من پدر اوكانور، واعظ سن‌ماری به مدت چهل و سه سال.» فرشته به او یك ردای كتان و عصایی چوبی داد و اجازه ورودش را صادر كرد. 

كشیش با تعجب از فرشته پرسید : «ببخشید، آن جوان فقط یك راننده تاكسی بود و شما ردای ابریشمی و عصای طلایی به او دادید ولی به من كه این همه سال مردم را موعظه كردم اینها را دادید، چرا ؟» فرشته با خونسردی جواب داد: «وقتی شما موعظه می‌خواندید، مردم خوابشان می‌برد ولی وقتی این مرد با سرعت در خیابان ها می‌راند، مسافران داخل ماشین دعا می‌خواندند!» 

*کپی

۱۳۸۲ تیر ۱۲, پنجشنبه

بیست تذکره برای ازدواج

۱- با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش (سینكالویس)

۲- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك زن بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط) 

۳- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یك مثل لهستانی )

۴- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. ( آگاتا كریستی)

۵- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست، تحمل كند. ( كینهابارد)

۶- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو) 

۷- هیچ زنی در راه رضای خدا با مردی ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

۸- دوام ازدواج یك قسمت محبت است و نُه قسمتش گذشت از خطا. ( ضرب المثل اسكاتلندی )

۹- زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند. (ضرب المثل آلمانی )

۱۰- ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه درهمه دنیا اعتبار دارد. ( مارك تواین )

۱۱- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. ( لرد لوچستر)

۱۲- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

۱۳- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كریستین )

۱۴- با همسر خود مثل یك رمان رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید. ( سونی اسمارت)

۱۵- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. (بورنز)

۱۶- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. ( ضرب المثل فرانسوی )

۱۷- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)

۱۸- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی) 

۱۹- مردی كه به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۲۰- هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت. ( ضرب المثل آلمانی) 

* کپی کرده‌ام و در رفرنس‌ها مطمئن نیستم.

۱۳۸۲ تیر ۱۰, سه‌شنبه

پاره آجر

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخ دار به زمین افتاده بود جلب كند. پسرك گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند.  برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم ".

چه خوب که آدمی در زندگی چنان با سرعت حركت نكند كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجهش به کاری که باید، پاره آجر به طرفش پرتاب كنند.