۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

از امروز حالم به هم می‌خوره. ساعتم گم شده. بهترین ساعتی که داشتم. انگار آب شده رفته تو زمین. مث تو که آب شدی و رفتی تو زمین. تشنمه. دلم می‌خواد تلفنو بردارم و زنگ بزنم بهت. گور پدر همه چی. اما همیشه یه چیزی سر جاش نیست. نمی‌دونم اصلن اونور خط کسی باشه، زنده باشه، یا که چی ؟!!! ساعتم گم شده اما انگاری الان اگه کشو رو باز کنم اون تو می‌بینمش. با اینکه دوریم، خیلی نزدیکی، خیلی نزدیک. آخرین لبخند خشکیده‌ت، رو مخمه. لبخندی که وقعی نبود اما مال تو بود. کاش دنیا یه جوری بود که به دادم می‌رسیدی. اما دنیا اینجوری نیست. دنیا قانون داره. سفت و سخت. الان فک کنم قانونش می‌گه تو نباید به داد من برسی. دارم هذیون می‌گم. همین‌طور می‌نویسم.  هزار حرف بی ربط دارم. اینها چه باشد تو منی، وین وصف عامت می‌کنم. پنهان .... پیامت می‌کنم.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

این یک آدامس جویدنی‌ست.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

می‌بینی ؟!
چه مصمم و پرشتاب
آدمی می‌تازد
فریاد می‌کشد
ویران می‌کند
...
و در آغوش ندامت
آرام می گیرد

یک اردی‌بهشت ۸۹




۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

صبر کن ای دل که صبر، سیرت اهل صفاست
چاره عشق احتمال، شرط محبت وفاست

مالک رد و قبول، هر چه کند پادشاست
گر بزند حاکمست، ور بنوازد رواست

برق یمانی بجست، باد بهاری بخاست
طاقت مجنون برفت، خیمه لیلی کجاست

غفلت از ایام عشق، پیش محقق خطاست
اول صبحست خیز، کآخر دنیا فناست

صحبت یار عزیز، حاصل دور بقاست
یک دمه دیدار دوست، هر دو جهانش بهاست

درد دل دوستان، گر تو پسندی رواست
هر چه مراد شماست، غایت مقصود ماست

از در خویشم مران، کاین نه طریق وفاست
در همه شهری غریب، در همه ملکی گداست

با همه جرمم امید، با همه خوفم رجاست
گر درم ما مس است، لطف شما کیمیاست

سعدی اگر عاشقی، میل وصالت چراست
هر که دل دوست جست، مصلحت خود نخواست



خوشا اردی‌بهشتی که تو آغاز می‌کنی.
اول اردی‌بهشت، روز بزرگداشت سعدی.

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

من هیش رقمه نمی‌تونم کسی رو درک کنم که از فیلمی مث Transformers خوشش میاد. 
نه دیگه، نمی‌تونم. بچه‌این مگه شماها.


۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

رازت را به من بگو
از آن رازهای مگو
رازهای سر به مهری که تمام افکار مسموم را بدزدد
و با خودش ببرد به سفرهای غریب
حتی دروغ بگو
بی‌خیال
یک راز بزرگ و دروغین
هر چه دروغ‌تر
هر چه عجیب‌تر
به من رازی بگو از خودت
راز لازم‌ام

* عکس Joseph Koudelka

۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

قانونی داریم که می‌گه اگه یه کسی نذاره که تو تا صب بخوابی، حتما تو هم نذاشتی اون تا صبح بخوابه. این در مورد پشه و آقا رضا شدیدا صادقه !!

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

بر باد مده



تا نکنی فرهادم تا ندهی بر بادم تا نکنی بنیادم تا نروی از یادم تا نکنی ناشادم


بر باد مده با همه کس حلقه مکن جمع مشو شهره شهر مشو جور تو حاشا که به فریادم رس

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

دیدی بعضی وختا یکی از نظر خودش یه چیز خیلی مهمی داره می‌گه، بعد تو هر کاری می‌کنی متوجه اهمیتش نمی‌شی اما تو رودروایسی باید جوری رفتار کنی که قضیه خیلی‌ هم واست مهمه و حتی یه سوالای احمقانه هم می‌پرسی که مثلن می‌خوای طرف ابعاد مهم‌تری از ماجرا رو برات باز کنه ؟!!!!!

حکایت رای دادن به مهندس موسوی تو سایت تایم (The 2010 TIME 100 Poll) هم همچین حکایتیه. یکی داشت واسم با التهاب می‌گفت و من هر کاری می‌کردم متوجه اهمیت موضوع نمی‌شدم ...


که نمی‌شدم.






۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

شک
داشتم
که
با
هم
این‌جا
بریم
یا
اون‌جا

اما
درست
وختی
که
فهمیدم
بهتره
کجا
بریم
توی
با
هم
بودنمون
شک
کردم
...
و 
از 
این 
حرفا
...
نقطه

۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه

من فرشته سمت راستتم
این قدر نخور ...
می‌ترکی مارو می‌چسبونی به دیواراااااااا

- من ؟
من کی خوردم ؟!!!
من فقط ۳ تا بستنی مارمالاتی با ژله خوردم.