۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه
۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه
۱۳۸۸ خرداد ۵, سهشنبه
۱۳۸۸ خرداد ۴, دوشنبه
جایی میخواندم که نقل است از بزرگی که فرمود سر پل صراط، تمام پستهای draft گریبان آدم را میگیرند که به کدامین گناه ما را publish ننمودید.
آیا روی نگارش ما تامل نکردید ؟!!!
آیا ما حاصل اندیشهها و احساسات شما نبودیم ؟!
چه بسا که اگر ما را پابلیش کرده بودید، از شما نمای دیگری میساختیم و چه بسا که مسیرهای پیش رویتان به واسطه انتشار ما دیگرگون میگردید. ولی صد افسوس که دیگر شما را دسترس به هیچ نوع کانکشن نباشد و با مرگ تو، ما نیز برای همیشه draft باقی خواهیم ماند و سر سال هم که اشتراک هاستینگات به فنا میرود، ما از Draft به عدم روان میشویم بیآنکه طعم دیده شدن را چشیده باشیم.
و آدم، سرافکنده و با چشمهای گشاد، به وسعت بسیط draft های زندگیاش میاندیشد. خود سانسوری مزخرفی که یا از کموقتی بوده، یا ترس، یا رودربایستی و یا کوفتهای دیگر. مخصوصن این کوفتهای دیگر.
* عکس : روزگاری ارنست همینگوی
۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
خوشتر ز رهایی (چهار)
امروز روز خیام بود و این خبر که اردیبهشت به انجام نزدیک میشود. در این گیر و دار انتخابات، روبان سبز و رایحه خدمت، حرفهای تکراری که همهشان بیش از آنکه مغزمان را به کار بیندازند، حواس نوستالژی بازمان را تحریک میکند، خیام نعمتیست. و خواندنش، و لذت ایجازش. که این غافله عمر عجب میگذرد / دریاب دمی که با طرب میگذرد / ساقی غم فردای حریفان چه خوری (یا این همه خوردی چه شد ؟؟؟!!!) / پیش آر پیاله را که شب میگذرد
* عکس دوی ماراتن، 1959، Antanas Sutkus
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
دو خط موازی به هم نمیرسند
مگر این حداقل
یکی از آنها
تصمیم بگیرد
موازی نباشد
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه
یه وضع مزخرفی دارم
همینجوری بیاختیار
هر تلفنی رو که برمیدارم
تلفن خودمو
خونهرو
سر کارو
فرقی نداره
هر تلفنی رو که برمیدارم
بیاختیار
تند تند شمارهی تورو میگیرم
بعضی وختا زود میفهمم و قط میکنم
بعضی وختا هم از دسم در میره
باز خدا رو شکر
وضع آنتندهی افتضاحه
وگرنه روزی ده بار باید بهت میگفتم
"ببخشید اشتباهی گرفتمت"
* عکس mark gellineau
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه
خیلی عجیبه
خیلی ....
آخه یکی به من بگه چهطوری میشه با کسی که مدتها، رفیق رازهای مگو بوده و باهاش همونقدر راحت بودی که با خودت، به جایی میرسی که حتی دیگه ۱ دقیقه حرف زدن باهاش هم برات غیر ممکن میشه. چهجوری اینجوری میشه ؟!!! چه بلایی سر تو و اون میاد ؟!!
واقعا همینطوره. خیلی عجیبه.
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مردست در کمند غزال
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیده خونین نبشته صورت حال
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال
* شعر سعدی
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۵, سهشنبه
اگر همه دنیا
جمع بشوند و بگویند که تو را دیدهاند
توی پارک، یا کوچه یا هر کجا
من یکی باور نمیکنم
چون من خودم تو را کشتم
با دستهای خودم
بعد هم برای محکم کاری
دو سه بار با ته گلدان
به سرت زدم
و تو نمیتوانی از آن مهلکه
جان بدر برده باشی
اینها همه چرند است
جماعت کسی را دیدهاند
که فقط شبیه تو بوده است
* by Meret Oppenheim
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه
اشتراک در:
نظرات (Atom)










