test 1 maqsad
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه
باران تندی میبارید
- مجسمه، مجسمه
راننده صدایم را نشنید
چراغهای مجسمه از دور پیدا بود
زیر لب
بیخیالی گفتم
تاکسی از دست رفت
..خمته
یکی دیگه همین دور و براس
- مجسمه، مجسمه
باران تندی میبارید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر