۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه
۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.
مشترک مورد نظر خاموش است.
مورد نظر خاموش است.
خاموش است.
است.
.
۱۳۸۸ مرداد ۲۳, جمعه
۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه
۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سهشنبه
چشم ندارد خلاص، هر كه در اين دام رفت
ياد تو میرفت و ما، عاشق و بیدل بُديم
پرده برانداختی، كار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز، چيست كه در خانه تافت
سرو نرويد به بام، كيست كه بر بام رفت
مشعلهای بر فروخت، پرتو خورشيد عشق
خرمن خاصان بسوخت، خانهگه عام رفت
عارف مجموع را، در پس ديوار صبر
طاقت صبرش نبود، ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خويش، با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است، باقی ايام رفت
هر كه هوايی نپخت، يا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان، چو برود خام رفت
ما قدم از سر كنيم، در طلب دوستان
راه به جايی نبرد، هر كه به اقدام رفت
همت سعدی به عشق، ميل نكردی ولی
می چو فرو شد به كام، عقل به ناكام رفت
+ گوووووش
* شعر سعدی
۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه
ازدواج باید خیلی کار احمقانهای باشه. مدتهاس که اینو باور کردم. حتی اکازیونترین آدما هم زندگی کردن باهاشون سخته. اما فک کنم واسه آدمای شنگولی تو مایههای من باید تنوع خوبی باشه.یاد اون شبها میافتم زیر مهتاب باهار
توی جنگل لب چشمه مینشستیم من و یار
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه
اون بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
* فریدون فروغی، روزی
اشتراک در:
نظرات (Atom)








