۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

پسرخاله ۷ ساله‌م می‌گف : "من و کلی از دوستام با همیم. بعد عباس اون‌همه یار داره، همش با هم جنگ داریم، بعد عباس همش ماها رو می‌زد. بعد یارای عباس اومدن با ما."

خوشحال شدم. گفتم خوب بعدش چی شد.

گفت : "هیچی، عباس بازم هممه‌ی ما رو می‌زنه."



* عکس Jacques Verroust

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر