۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

ملال ابرها و آسمان بسته و اتاق سرد 
تمام روزهای ماه را 
 فسرده می‌نماید و خراب می‌کند 
و من به یادت ای دیار روشنی کنار این دریچه‌ها 
 دلم هوای آفتاب می‌کند 

 خوشا به آب و آسمان آبی‌ات
 به کوه‌های سربلند
به دشت‌های پر شقایقت 
به دره‌های سایه‌دار 
 و مردمان سخت‌کوش توده کرده رنج روی رنج
زمین پیر پایدار 

هوای توست در سرم 
اگر چه این سمند عمر
زیر ران ناتوان من 
به سوی دیگری شتاب می‌کند 

نه آشنا نه هم‌دمی
نه شانه‌ای ز دوستی که سر نهی بر آن دمی
تویی و رنج و بیم تو 
تویی و بی‌پناهی عظیم تو 
نه شهر و باغ و رود و منظرش
نه خانه‌ها و کوچه‌ها نه راه آشناست 
 نه این زبان گفت‌وگو زبان دل‌پذیر ماست 
تو و هزار درد بی دوا
تو و هزار حرف بی‌جواب 
کجا روی ؟ به هر که رو کنی تو را جواب می‌کند 
 چراغ مرد خسته را 
 کسی نمی‌فروزد از حضور خویش
 کسش به نام و نامه و پیام 
 نوازشی نمی‌دهد 
اگر چه اشک نیم‌شب 
 گهی ثواب می‌کند
چه‌ها که با من این شکسته خواب می‌کند 
اگر چه بر دریچه‌ام در آستان صبح 
هنوز هم ملال ابر بال می‌کشد 
ولی من ای دیار روشنی
دلم چو شام‌گاه توست
به سینه‌ام اجاق شعله‌خواه توست 
نگفتمت ؟!
دلم هوای آفتاب می‌کند.

* شعر سیاوش کسرایی

۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

ماجرای زیر، بریده صفحه حوادث یه روزنامه‌س در مورد مرگ یه آقایی به علت سقوط از ارتفاع که مامورا به زن طرف مشکوک شدن و حالا زن بدبخت تو بازجویی داره ماجرای مردن شوهرش رو توضیح می‌ده. 



+ ماجرای بالایی سه‌شنبه ۲۴/۱۰/۸۷ تو روزنامه ایران صفه‌ی ۱۱ چاپ شده بود.

۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

دار ال ترجمه

متون یه قرارداد شرکت رو فرستادم به یه دارالترجمه برای ترجمه رسمی. وقتی نتیجه ترجمه‌ها به دستم رسید، تا روزای متوالی داشتم می‌خندیدم. ترجمه‌ها پر بود از سوتی‌های متوالی و مدرسه‌ای و از همه بدتر، اساسا متن نامه‌ها عوض شده بود. اینم یه نمونه‌اش.



همون‌طور که می‌بینید و هر بچه دبیرستانی می‌فهمه، این نامه از طرف رئیس یک کارگاه اومده و متنش اینه که قرارداد شماره فلان به پیوست این نامه ارائه می‌شه و پیوستش هم بعدا میاد.

حالا ترجمه رو بخونین. از انشای احمقانه که بگذریم، اولن که متن نامه رو کلن عوض کرده و گفته قرارداد شماره فلان رو زود باش بده. اما شاهکارش اینه که General Site Manager رو ژنرال ترجمه کرده. آدم یاد لیان‌شانپو میفته.



+ سعی کردم اسم دارالترجمه عزیز معلوم نباشه اما یه کمی معلوم شد.
+ راستی حواسم نبود، شرح چند روز پیشا (۱۹ دی) شیش سالش تموم شد و رفت تو هف سال.