۱۳۸۲ آذر ۴, سه‌شنبه

پیامبر و دیوانه

هنگامی که سیبی را با دندان می‌شکافی در دل با او بگو

تخم‌های تو در تن من خواهند زیست
و شکوفه‌های فردای تو در دل من خواهند شکفت
و عطر تو نفس من خواهد بود
و ما با هم در همه فصل‌ها شادی خواهیم کرد



- جبران خلیل جبران / پیامبر و دیوانه

۱۳۸۲ آذر ۲, یکشنبه

موتوا قبل ان تموتوا

بمیرید، قبل از آن‌که بمیرید
و گوش دل‌ها کر بود
یادت باشد
حتی آن زن
که لحاف سرد خیابان را
به روی کودکش می‌کشید
و او را به شب می‌سپرد
فرزندش را دوست داشت



- حدیثی منسوب به پیامبر اسلام
- Musician in the Rain, Maurice Baquet, Paris - Robert Doisneau 1957

۱۳۸۲ آبان ۲۴, شنبه

چه کاره‌ایم

آری ما بازهم از پشت میله‌های نقره‌ای زندان فریاد برخواهیم آورد :

وقتی حقیقت آزاد نیست، آزادی حقیقت ندارد!*

دیگر زمانی فرا رسیده که تنها در رویای آزادی زندگی نکنیم، حال باید درحقیقت آزادی زیست و آسوده نفس کشید! هرآن‌چه را می‌خواهند ازما برگیرند، اما با دل‌هایمان نمی‌توانند برابری کنند!

مردمان دیار ما هر از گاهی با ندای یک اسطوره شجاع دل پوشالی، به خروش می‌آیند و گمان ساده می‌برند که این دیگر خود اوست که دستانش باید از جنس آفتاب روشن باشد و چشمانش چشمه زلال صداقت.
خواب را باید ازچشم‌ها زدود.

دشتها آلوده‌ست
درلجن‌زار گل لاله نخواهد روئید
درهوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید ؟
فکر نان باید کرد
وهوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دل‌ها را
علف هرزه‌ی کین پوشانده‌ست
هیچ‌کس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته‌اند
که چرا سیمان نیست !؟
وکسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست !
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست!**

* نمی‌دانم این جمله از کیست.
** حمید مصدق

۱۳۸۲ آبان ۱۸, یکشنبه

شایدم

تو به شاید چی می‌گی؟
شاید می‌گی احتمال !!
شاید می‌گی حدس و گمان!!
شایدم می‌گی پیش‌بینی !!
شاید ...
به هر حال من به شایدها می‌گم زندگی
شاید این معنی بهتر باشه.


- The Singing Butler, Jack Vettriano 

۱۳۸۲ آبان ۱۷, شنبه

رای بدهید

این روزها حال‌مان زیاد جا نیست!
ملت بی‌معرفتی می‌کند.
ما اگر به خاطر این ملت نبود قدم از قدم ورنمی‌داشتیم.
ای ملت ما به خاطر شما این همه مشقت می‌کشیم. 
ای ملت ما به خاطر شما تا این وخت شب چت می‌کنیم.
ای مردم شریف ما از غم شما مریض بیدیم و بی‌خوابیم.
چند تا از برنامه‌های اینجانب که با کمک کارشناسان داخلی و خارجی درد آشنا نوشته و تنظیم شده است به شرح ذیل است.
۱- حذف عملی کنکور: به نظر بنده اگر جوانان سر جلسه کنکور حاضر نشوند خودبه‌خود مسئولین خجالت می‌کشند و خودشان آن را حذف می‌کنند.
۲- حل معضل ازدواج : از آن‌جا که ازدواج از مشکلات بزرگ «جوانان‌» است این قشر محترم این امر خطیر را به قبل یا بعد از این دوران (جوانی) موکول نمایند. قطعا مشکل مذکور حل می‌گردد.
۳- حل معضل جوانان از بیخ و بن : از آنجایی که اکثر مشکلات جامعه مربوط به جوانان است و لابد این قشر زحمت‌کش خیلی هم خودشان رنج می‌کشند، با کمک کارشناسان و مسئولین این دوره از زندگی حذف گردد و بلافاصله بعد از دوره کودکی یا نوجوانی دوره بزرگسالی یا پیری قرار داده شود. بدین ترتیب دیگر جوانی وجود نخواهد داشت که برای مشکلاتش جامعه و مسئولین غصه بخورند.
...
ادامه برنامه‌ها بعدا اعلام می‌گردد. البته به این امید که:

به این حقیر فقیر کوچیک ملت دلیر رای بدهید.

۱۳۸۲ آبان ۱۴, چهارشنبه

مالیخولیا

من تنها گناه تو هستم! و اصرار تو بر این گناه، مرا شگفت زده می‌کند! حتی همین حالا که نفس می‌کشی آتش این گناه تو را هر لحظه خاکستر می‌کند، اما تو باز مرا مرتکب می‌شوی!

و می‌بینم‌ات که هر لحظه پاکی‌ات را توبه می‌کنی! و صدایت را می‌شنوم که دعا می‌کنی تمام پاکی‌ات، گناه شود!

شاید تو نیز تنها گناه من باشی، گناهی کوچک و صغیر، من اما شاید روزی خود را از تو پاک کنم.

۱۳۸۲ آبان ۱۳, سه‌شنبه

اگرچه تاریک است

این قبر اگر چه تاریک است
اگر چه سنگی سیاه بر پیشانی دارد
اگر چه وقتی واردش می‌شوی دلت می‌گیرد
اگر چه چشمان زیبایت را می‌آزارد
اگر چه ...
اما آن‌که دلش در این قبر آرمیده دوستتان دارد
و اگر یک شب نوشته‌هایتان را نخواند
دلش برایتان تنگ می‌شود