۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

تمام شد
حالا خوشحالم ؟!!!!
نمی‌دانم
دیگر حوصله هیچ جایی را ندارم
نه این‌جا و نه هیچ‌جا
حتی حوصله نوشتن همین جملات را
.....

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

ما ترک جان از اول این کار گفته‌‏ایم
آن را که جان عزیز بود
در خطر بود

#سعدی
برای هر مردی
حتی مردای خیلی خوش‌تیپ و جذاب
یه شبایی هست
که توی اون شبا هیچ زنی تحویلشون نمی‌گیره
تو این شبا
این مردا یاد رفقای قدیمشون می‌کنن
و سعی می‌کنن با توسعه عقاید زن‌ستیزانه
و فحش و بد و بیراه به هر چی زنه
حل کنن مشکل رو 
یعنی بگذرونن اون شبا رو

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

خدا بیامرز بضی وختا که جوش می‌آورد
می‌گفت تو فقط منو واسه این می‌خوای که باهام بخوابی !!!
حالا که مرده و نمی‌شه به خودش گفت
اما خوب فرض بگیریم که حرفش درس بود
به خدا
همین که بین این همه آدم رنگ و وارنگ
یکی فقط تورو بخواد که باهات بخوابه
خودش واسه خودش کلی استثناییه
حالا من قصد ندارم باقی مسائل رو این‌جا باز کنم
......