test 1 maqsad
۱۳۸۷ بهمن ۱۴, دوشنبه
تمام شب را
بیدار
خیره بودم به آن چراغ کوچک
که تا سحر
روشن نشد
آب از سر گذشت
سپیده زد
و من به فریب خود روزن خانه گرفتم و پرده انداختم
و دوباره چشم دوختم به چراغ کوچکی
که کمر بسته بود به شکستنم
و شکستم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر