۱۳۸۵ آذر ۱۴, سه‌شنبه

گرومب

آره داشتم می‌گفتم واست که اگه تو اتاق تو یک صدای بلندی بیاد و بگه گرومب، مادرت داد می‌زنه ؛ «پسرم طوریت نشد ؟!!!».

اما اگه از اتاق من یه صدایی بیاد و بگه گرومب، مادر من داد می‌زنه ؛ «چی رو شکستی ؟!!!».

البته شاید این تفاوت به نظر احمقانه و غیر قابل ذکر بیاد، اما امشب که فکر کردم، شاید بشه گفت از دلایلی که گاهی احساس می‌کنم فکرمون از هم فاصله داره، یکیش همینه که گفتم واست.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر